محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

482

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سياه‌رويى در محضر خداوند ناشى مىشود و اين ترس نيز جز از راه شناخت خدا و عظمتش به‌دست نمىآيد . شناخت و ترس آنها از خدا جايگاهى ويژه به آنان نزد خدا و فرشتگان و پيامبران بخشيده است . ( قد حفّت بهم الملائكة و تنزّلت عليهم السّكينة و فتحت لهم أبواب السّماء . . . ) منظور از « سكينه » آرامش و آسايش و خوشبختى است . اين بند مىگويد كه هركس ايمان به خدا را در زندگى خود مجسم سازد و در گفتار و كردار و رفتار به آن پايبند باشد ، ناگزير به آرامش و سعادت دست مىيابد . ( فرضي سعيهم ) تلاش آنان خالصانه براى خداوند است و خداوند نيز آن را مىپذيرد . ( يتنسّمون بدعائه روح التّجاوز ) دعا به درگاه خداوند به آنان كمك مىكند كه از تقصيرات خويش در رسيدن به اهداف بلندشان درگذرند و راه خود را در مسير فرمانبردارى و خشنودى خدا در پى گيرند . ( رهائن فاقة إلى فضله ) آنان هرچه تلاش و كوشش كنند ، باز خود را نيازمند رحمت خداوند مىبينند . ( و أسارى ذلّة لعظمته ) هيچ توان و نيرويى براى خود نديده و همه را از آن خداوند مىشمرند . ( جرح طول الأسى قلوبهم . . . ) از ترس حسابرسى و كيفر خداوند ، اندوهگين و گريانند . ( لكلّ باب رغبة إلى اللّه منهم يد قارعة ) براى رسيدن به خشنودى خدا ، هر درى را مىكوبند و به هر راهى پا مىگذارند . ( يسألون من لا تضيق لديه المنادح . . . ) خواسته‌هايشان را به درگاه كسى مىبرند كه گنجينه‌هاى آسمان‌ها و زمين را